همیشه .... وقت خداحافظی !! ... حسودیم می شود !! به خدا..... که تو را به او می سپارم !!
هوس کرده ام که تو باشی.... من باشم و هیچکس نباشد.... آنگاه داغ ترین آغوشها را از تنت و شیرین ترین بوسه ها را از لبانت بیرون میکشیدم به تلافی تمام روزهایی که میخواهمت و نیستی.... من و خداوند هر روز صبح فراموش می کنیم ... او خطاهای من را و من لطف او را خدایا گناهانم را نادیده بگیر همانگونه که دعاهایم را نشنیده می گیری … اي دوستان يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست ساعت بعد حساب داريم
وقتی می خواهمت و نیستی تنها یک "خداحافظی" بی دلیل ..... از همه تون التماس دعا دارم دعا کنيد حالش بد نشه برای آخرين بار خواندم ات ... برای آخرين بار عكس ات را نگاه كردم ... دوستتون دارم و التماس دعا دارم
سهم من از شب یلدا شاید… --------------------- من بلندای شب یلدا را


اتفاق ِ تازه ای نمی افتد؛
فقط من، ذره ذره ایوب می شوم!!
دل تمام "سلام هایم" را
شکست
برای آخرين بار صدای ات را شنيدم ...
برای آخرين بار در خيالم ، خودم را در آغوش ات آرام كردم ...
و ...
برای هميشه در دلم ...
كـُـشتم ات ...
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
امروز مامانم نوبت چهارم شيمي درماني است امشب همه تون مي دونين كه شب يلداست
دعا كنيد بعد شيمي درماني حال مامان من هم خوب باشه
تا ما هم مثل همه ي شما شب يلداي قشنگي داشته باشيم .
تو را به خدا قسم مي دم ، تو رو به همه ي مهربوني ها قسم مي دم ، مامان منو خيلي دعا كنيد
امشب كه همه تون مهمون دارين و دور هم شادين واسه همه ي مريضا و مامان من دعا كنيد

قصه ای از غصه
و انار سرخی که پر از دلتنگی ست
غم هایم بلند همانند شب یلداست
تا خود صبح شکیبا بودم...
شب شوریده ی بی فردا را
با خیال تو به فردا کردم
چه شبی بود !؟
عجب زجری بود !؟
غم آن شب که شب یلدا بود
| Design By : Night Melody |

